هوالعزیز

« هوش عاطفی چیست؟ و تأثیر آن بر زندگی شغلی و روزمره تا چه اندازه است؟»

هوش عاطفی آخرین تحول و ابداع مهم در درک رابطه بین تفکر و عاطفه است. بهترین و منحصر به فرد ترین کمکی که این سازه کرده ، این است که عواطف وافکار را با هم سازگار می داند و هوشمندانه آنها را با هم ترکیب می نماید. هوش عاطفی به توانایی ذهنی اشاره داردکه در برگیرنده ادراک و تشخیص عواطف خود و دیگران می باشد. به عبارت دیگر ، افرادی که از هوش عاطفی بالا یی برخوردارند می دانندکه خود یا دیگران  در یک لحظه خاص در چه نوع حالت عاطفی به سر    می برند و قادرند به دقت عواطف گوناگون چون خشم ، ترس ، احساس گناه و .... را ازهم تشخیص دهند که ظاهراً کار آسانی به نظر می رسد. امّا به اعتقاد صاحب نظران و حتی شاعران عواطف        می توانند با عث ابهام و سر گشتگی در افراد شوند و برای افراد مختلف معانی متفاوت داشته باشد . فلاسفه معتقدند که هوش عاطفی نام جدیدی است که به یک مفهوم قدیمی و کهنه یعنی همان خِرَد یا معرفت داده ایم  و یا امکان دارد چیزی فراتر از خُلق و خو یا مزاج نباشد و برخی معتقدند که اصلاً چیزی با این عنوان وجود ندارد بلکه ساخته و پرداخته وسایل ارتباط جمعی یا ذهن سرمایه داران بزرگ و صاحبان حِرَف باشد. در پاسخ به این نظریات باید گفت که هوش عاطفی همپای هوش عمومی چه بسا مهمتر قلمداد شود چرا که به صورتی روا و با ثبات می توان آنرا اندازه گرفت و اگر میزان هوش عمومی در رفتار افراد قابل مشاهده است ، هوش عاطفی میتواند به پیش بینی رفتارها و پیامدها ی مهم آن در زندگی بپردازد پس فرض معقولی خواهد بود اگر بگوئیم هوش عاطفی در زندگی عادی دارای اهمیت زیادی است و فردی که نتواند با هیجان های خود به خوبی کنار بیاید دارای روابط بین فردی مطلوبی  نیست و از سلامت روانی کمتری برخوردار است و موفقیت های شغلی کمتری را تجربه می نماید.برای گزینش و رشد و توسعه ی توانایی های شغلی ، آموزش و بهبود مدیریت منابع انسانی میتوان از هوش عاطفی بهره گرفت . بررسی جریان پیشرفتهای شغلی تا حد زیادی از طریق ارزیابی و سنجش متغیرهای مهم و تاثیر گذار امکان پذیر است که در مجموع با عنوان رضایت شغلی یا عدم رضایت شغلی مطرح می گردد که در صورت افزایش رضایت شغلی ،پیشرفت شغلی حاصل می گردد حال که در هوش عاطفی توانایی های چهار گانه شناسایی عواطف ، درک عواطف ، فهم عواطف و مدیریت عواطف خود و دیگران گنجانده شده است میتوان به این امر مهّم دست یافت. در برخورد بایک موقعیت شغلی و در شرایط محیط کار ، میتوان واکنش های زیادی را در نظر گرفت ، از جمله : انکار احساسات ، فرار از مشکلات ، تأیید حالت کلی موقعیت بدون تأیید جریان آن ، به کارگیری عواطف جهت حل مسائل و هماهنگ ساختن عاطفه و تفکر . نحوه مدیریت عواطف در محیط کار میتواند تأثیر زیادی بر عملکرد رضایت شغلی افراد داشته باشد.

                                                    

                                              کارشناس تکنولوژی و گروههای آموزشی عمومی

                                                                                      16/12/1388

 

 

منبع :

 هوش عاطفی در زندگی روزمره زیر نظر ژوزف سیاروچی ، ژوزف مورگاس و جان مایر

ترجمه : اصغر نوری  امام زاده ای  ، حبیب اله نصیری