سوالات چها ر گزينه اي – فصل سوم شیمی (2) طراح : گروه شیمی آقای جمالی
فقط بر روي گزينه صحيح علامت ضربدر * بزنيد .
1- نام شيميايي RbClO 3 چيست ؟
الف ) روبيديم كلرات ب) روبيديم كربنات ج) سزيم پر كلرات د) پتاسيم كلريد
2- فرمول مولكولي قلع ( I I) سولفات كدام گزينه است ؟
الف ) Sn 2 SO 3 ب ) Sn SO 3 ج) Sn (SO 4) 2 د ) Sn SO 4
3- در فرمول مولكولي آلومينيم هيدروژن فسفات چند اتم وجود دارد ؟
الف ) 10 ب) 15 ج ) 20 د) 8
4- فرمول شيميايي (سديم آزيد) كدامست ؟
الف) Na 3 N ب) Na CN ج) Na NO 2 د ) Na N 3
5- فرمول مولكولي كدام تر كيب درست است ؟
الف ) كروم (III ) فسفات : Cr PO4 ب ) منيزيم نيتريد : Mg (NO2 ) 2
ج ) آهن (III ) اكسيد : 4 Fe 3 O د ) كلسيم هيپو كلريت : Ca ( Cl O 2 ) 2
6- فرمول شيميايي منيزيم نيتريت كدام است ؟
الف ) Mg 3N 2 ب ) Mg NO3 ج ) Mg( NO2) 2 د ) Mn NO2
7- نام آنيون هاي يك ظرفيتي Cl O 2 - Cl O3 - Cl O بترتيب از راست به چپ عبارتند از :
الف ) كلريت – كلرات – پر كلرات ب ) پركلرات – كلريد - كلريت
ج ) كلرات – كلريت - پر كلرات د) هيپو كلريت - كلرات – كلريت
8- در تركيب يوني Na Cl O2 نام آنيون آن كدامست ؟
الف ) كلرات ب ) هيپوكلريت ج ) كلريت د ) پر كلرات
9- كدام دو عنصر زير داراي ظرفيت هاي شيميايي يكساني هستند ؟
الف ) كروم و منگنز ب ) كبالت و مس ج ) آهن و قلع د ) منيزيم و سزيم
10 - فرمول شيميايي كدام تركيب با نام آن مطابقت ندارد ؟
الف ) منيزيم سيانيد : Mg (CN ) 2 ب ) سديم پراكسيد : N a2 O 2
چ ) كلسيم نيتريت : C a NO 2 د ) باريم منگنات : Ba Mn O 4
11- نام شيميايي M n Cr 2 O 7 چيست ؟
الف ) منگنات دي كرومات ب ) منگنز (III ) دي كرومات ج ) منگنز (II ) دي كرومات د ) منگنز (III ) كرومات
12- نام شيميايي كدام تركيب با فرمول آن مطابقت ندارد .
الف ) Na 2 CO 3 = سديم كربنات ب) C u ( Cl O2 ) 2 = كوپريك كلريت
ج ) Na Cl O4 = سديم كلرات د ) Cr 2 (SO4) 3 = كرميك سولفات
13- فرآورده ي واكنش فلز آلومينيم با گوگرد كدام محصول زير است ؟
الف ) Al S ب) Al3 S ج ) Al3 S2 د) Al2 S3
14- در كدام سه گزينه زير هر سه آنيون دو ظرفيتي هستند .
الف ) كلرات ، پر كلرات ، سولفيد ب) فسفات ، اكسالات ، فسفيت
ج ) سولفات ، كربنات ، دي كرومات د ) كرومات ، سولفيت ، نيتريت
15- در كدام تركيب يوني زير هم كاتيون و هم آنيون چند اتمي هستند ؟
الف ) K Cl O 3 ب ) NH4 Cl ج ) Na NO 3 د ) NH4 OH
16 - نام Fe CrO4 كدام است .
الف ) آهن (III) دي كرومات ب ) آهن (II) كرومات ج) آهن (II) كربنات د) آهن (III) پر كلرات
17- فرمول مولكولي كدام تركيب درست است ؟
الف ) آهن (III) اكسيد : Fe 3 O 4 ب ) منيزيم نيتريت : Mg ( NO2 ) 2
ج ) کبالت (III ) فسفات : Cr PO 4 د ) كلسيم هيپو كلريت : Ca ( Cl O 2 )2
18- در تركيب M PO 4 عنصر M كدام فلز زير است ؟
الف ) پتاسيم ب) آلومينيم ج) كلسيم د ) سديم
19- در كدام گزينه هر سه آنيون تك اتمي هستند ؟
الف ) نيترات ، سولفات ، كربنات ب ) نيتريد ، فسفيد ، سولفيد
ج ) كلريت ، هيدروكسيد ، كرومات د ) هيپو كلريت ، كلريد ، كربنات
20 - در كدام گزينه هر سه آنيون چهار اتمي هستند .
الف ) پركلرات ، كربنات ، اكسالات ب ) فسفات ، كرومات ، سولفات
ج ) فسفيت ، نيترات ، كلرات د ) سولفات ، دي كرومات ، هيدروكسيد
21- نام شيميايي Na 2 O 2 كدام است ؟
الف ) سديم پراكسيد ب ) سديم اكسيد ج ) سديم سوپر اكسيد د ) سديم اكسالات
22- فرمول مولكولي پتاسيم سيانيد كدام است ؟
الف ) K 3 N ب ) K N3 ج ) K CN د) K Se
23- عدد اتمي عناصر A و B به ترتيب 19 و 35 است فرمول مولكولي ماده اي كه از تركيب آنها حاصل مي شود ، كدامست . .لف ) AB2 ب ) A 2 B ج) A3B د ) AB
24 - - اگر فرمو ل فسفات فلز M به صورت M P O 4 باشد . فرمول كرومات آن كدام است ؟
الف ) M 2 Cr O4 ب) 3 ( M 2 (Cr O4 ج ) M Cr O4 د ) M 2 Cr O2
25- آخرين تراز انرژي عنصري به n P 1 ختم مي شود ، فرمول اكسيد آن كدام است ؟
الف ) X O ب ) X 2 O3 ج ) X 2 O د ) X O2
26- فرمول مولكولي آمونيوم دي كرومات از چند عنصر تشكيل شده است ؟
الف ) چهارده ب ) شش ج ) پنج د ) چهار
27- كدام تركيب يوني داراي بالاترين نقطه ذوب است ؟
الف ) سديم كلريد ب ) ليتيم كلريد ج ) پتاسيم كلريد د ) سزيم كلريد
28- كدام تركيب يوني داراي نقطه جوش بيشتري است ؟
الف ) پتاسيم فلوئوريد ب ) پتاسيم يديد ج ) پتاسيم برميد د ) پتاسيم كلريد
29- انرژي شبكه بلور در كدام تركيب بيشترين مقدار است ؟
الف ) آلومينيم اكسيد ب ) سديم اكسيد ج ) ليتيم اكسيد د ) منيزيم اكسيد
30- نام شيميايي Zn 3( PO4) 2 كدام است ؟
الف ) روي (II ) فسفيت ب ) روي فسفات ج ) قلع (II ) فسفات د ) سرب فسفيت
بازدید
باسمه تعالی
با سلام واحترام
ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی 88-87 و تقدیر و تشکر از همکاری مدیران و همکاران محترم در سال تحصیلی گذشته برنامه بازدید گروههای آموزشی متوسطه در سال تحصیلی جدید جهت اطلاع ارسال می گردد.
|
ردیف |
گروه آموزشی |
روز حضور در گروه |
روز بازدید |
تاریخ بازدید |
آموزشگاه های مورد بازدید |
|
1 |
دینی و قرآن و فلسفه ادبیات فارسی ادبیات عرب زبان انگلیسی تربیت بدنی آمادگی دفاعی |
شنبه ها |
شنبه |
27/7/87 |
ابوذر- حضرت مریم – حضرت ابوالفضل |
|
شنبه |
25/8/87 |
الزهراء – شهدای پتروشیمی – مهندس وکیلی | |||
|
شنبه |
23/9/87 |
فاطمه زهرا – حنان – خواجه نصیر | |||
|
شنبه |
21/10/87 |
نیکان – آیت اله گلپایگانی | |||
|
شنبه |
19/11/87 |
پیش دانشگاهی دانش – نمونه آزادگان – غدیر | |||
|
شنبه |
10/12/87 |
مریم چیت ساز – شهید چمران – پیش دانشگاهی مهر | |||
|
شنبه |
22/1/88 |
سید جمال الدین گلپایگانی – صحت – شهید بهشتی | |||
|
شنبه |
12/2/88 |
هفده شهریور – شهید سجادی - امام خمینی | |||
|
2 |
ریاضی فیزیک شیمی زیست و زمین شناسی امورتربیتی |
دوشنبه ها |
دوشنبه |
6/8/87 |
فاطمه زهرا – حنان – خواجه نصیر |
|
دوشنبه |
27/8/87 |
نیکان – آیت اله گلپایگانی | |||
|
دوشنبه |
25/9/87 |
هفده شهریور – شهید سجادی - امام خمینی | |||
|
دوشنبه |
23/10/87 |
ابوذر- حضرت مریم – حضرت ابوالفضل | |||
|
دوشنبه |
21/11/87 |
الزهراء – شهدای پتروشیمی – مهندس وکیلی | |||
|
دوشنبه |
12/12/87 |
پیش دانشگاهی دانش – نمونه آزادگان – غدیر | |||
|
دوشنبه |
24/1/88 |
مریم چیت ساز – شهید چمران – پیش دانشگاهی مهر | |||
|
دوشنبه |
14/2/88 |
سید جمال الدین گلپایگانی – صحت – شهید بهشتی | |||
|
3 |
تاریخ جغرافیا علوم اجتماعی مشاوره مدیران |
چهار شنبه ها |
چهارشنبه |
8/8/87 |
هفده شهریور – شهید سجادی - امام خمینی |
|
چهارشنبه |
29/8/87 |
پیش دانشگاهی دانش – نمونه آزادگان – غدیر | |||
|
چهارشنبه |
20/9/87 |
مریم چیت ساز – شهید چمران – پیش دانشگاهی مهر | |||
|
چهارشنبه |
25/10/87 |
سید جمال الدین گلپایگانی – صحت – شهید بهشتی | |||
|
چهارشنبه |
23/11/87 |
نیکان – آیت اله گلپایگانی | |||
|
چهارشنبه |
14/12/87 |
فاطمه زهرا – حنان – خواجه نصیر | |||
|
چهارشنبه |
26/1/88 |
الزهراء – شهدای پتروشیمی – مهندس وکیلی | |||
|
چهارشنبه |
16/2/88 |
ابوذر- حضرت مریم – حضرت ابوالفضل |
اقسام تاء
|
بررسی علائم تأنیث اقسام تاء |
· حرف « تاء » ـ به طور اعم ـ کاربردهای مختلفی دارد که به اختصار عبارت اند از :
|
ردیف |
کاربرد « تاء » |
شرح مختصر |
|
1 |
« تاء » مضارع |
« تاء » مضارعه در افعال ثلاثی مجرد ، مفتوح است : تَفعَلَ ولی در مضارع های چهار حرفی مضموم است : یُکرِمُ *یُدَحرِجُ موارد استفاده از آن : · برای مفرد مؤنث غایب :تَکتبُ · برای مفرد مذکر مخاطب : تَکتبُ |
|
2 |
« تاء » جرّ |
اختصاص به قسم دارد که پس از آن لفظ جلاله ی « للّه » ذکر می شود و فعل قسم و جرباً محذوف است ؛ مانند (تَاَ للهِ آثَرَک لله ُ علینا ) (91/12) |
|
3 |
« تاء » ضمیر |
« تاء » ضمیر به عنوان ضمیر متصل مرفوع در صیغه های زیر آشکار می شود : · برای متکلّم وحده ماضی به صورت مبنی بر ضم (تُ) : کتبتُ · برای مفرد مذکّر مخاطب ماضی به صورت مبنی بر فتح (تَ) : کتبتَ · برای مفرد مؤنث مخاطب ماضی به صورت مبنی برکسر(تِ) : کتبتِ |
|
4 |
« تاء » تأنیث |
غالباً « تاء » برای فرق مؤنث از مذکّر است : · در آخر فعل ماضی برای صیغۀ مفرد مؤنث غایب : کتبت · به آخر اسم یا صفت اضافه می شود : معلّم +ـة ←معلّمة |
|
5 |
« تاء » تعریب |
به آخر بعضی از صیغه های جمع الجمع درمی آید تا دلالت برعجمی بودن مفرد آن باشد. مانند (جَوارِبة) که مفرد آن (جَورَب) است. در النحوالوافي آمده : (( به آخر اسم اعجمی اضافه می شود تا دلالت بر معربّ شدن کند[1] ؛ مانند : کیلَجَة ( نام واحدی ازوزن درعراق ) و نیز مانند : بورصة (بورس) |
|
6 الف |
« تاء » تمییز « تاء » وحدت |
« تاء » تمییز شامل موارد زیر می شود : برای دلالت بر انتخاب یک واحد از (( اسم جنس )) به کار می رود : نمل ←نملة دربرخی ازکتاب ها چنین آمده : «...... برای فرق بین جنس و فرد است[2] » که نیاز به توضیح دارد : - تعریف ، ((اسم جنس )) شامل اسم تمام موجودات است؛مانند: شجر * جبل * بحر - شامل مخلوخات و مصنوعات می شود[3]؛ مانند: ( شجر* نَحل* تفّاح ... ) و «لَبِن : خشت، ورق » - طریقه ی شناسایی اسم جنس : اگر قرینه ای دالّ بر شناسایی اسم نباشد آن را باید اسم جنس دانست .[4] - راه های به دست آوردن مفرد از «اسم جنس»:قیاسی و سماعی الف –به صورت قیاسی از اسم مرّة استفاده می شود ( در ثلاثی مجرّد ، فَعلَة: ضَربة و در غیر ثلاثی مجرّد مصدر+ ــة: انطلاقة ) |
|
بررسی علائم تأنیث اقسام تاء |
|
ردیف |
کاربرد « تاء » |
شرح مختصر |
|
6 ب |
« تاء » جمع |
ب : به صورت سماعی : با افزودن«ة» به آخر اسم جنس به دست می آید؛ مانند: شجر←شجرة ـ حکم اسم جنس: مؤنّث مجازی است[1]، البته نه به اعتبار وجود «تاء» در آخر آن؛ زیرا الفاظ ((اسم جنس، بر مذکّر و مؤنّث ـ هردو ـ اطلاق می شود.[2] · «تاءجمع» گاهی جمع و کثرت را می رساند. · گاهی برای تمییز «اسم جمع» از واحد به کار می رود؛مانند: جُمالة: گله ی شتران (ة نشانه ی «اسم جمع») در توضیح مختصر «اسم جمع» می توان موارد زیر را در نظر گرفت: ـ تعریف: اسم جمع بر بیش از دو، دلالت می کند؛بدون آنکه مفرد داشته باشد؛ مانند: قوم، جیش، طائفه، شعب.... ( که به صورت ظاهر مفرد است، ولی در معنا جمع است .) ـ حکم آن مؤنّث مجازی است . |
|
7 الف
ب
ج
د
هـ |
« تاء » عوض از فاءالفعل
ازعین الفعل
از لام الفعل
از حرف « یاء »
در وزن مفاعیل
از «ی» در متکلم وحده |
موارد «تاء» عوض به شرح زیر است: · در مصدر ثلاثی مجرّد از مثال ـ معتلّ الفاء بر وزن فَعل ؛ مانند: وَعد← عِدَة · در مصدر ثلاثی مزید باب های إفعال و استفعال از فعل اجوف مانند: قوم (إقوام← إقامه) ( استقوام← استقامه ) تذکر: گاهی برای تخفیف «ة» از آخر مصدر حذف می شود: و أوحینا إلَیهِم فِعلَ الخَیراتِ و إقامَ الصَّلاةِ .... ( 73/21 )
· در باب سنون اصطلاح «باب سنون» برای آن دسته از کلمه های سه حرفی به کار میرود که به نشانه حذف حرف آخر آنها «ة» اضافه می شود؛ مانند: کری←کُرة*سنو(یا) سنه←سَنَة* زَنادیق←زَنادِقة* فَراعین←فَراعِنة.
یا أبی ← یا أبَتِ[3] |
|
8 |
« تاء » نسبت |
«تاء» در آخر صیغه های منتهی المجموع ، دلالت بر این دارد که مفرد آن کلمه « اسم منسوب »بوده است؛ مانند: (أشاعِرة) که مفرد آن ( أشعَري) است. ( با عنوان «تاء عوض از یاء نسبت» نیز ذکر شده است[4].) |
|
9 |
« تاء » مبالغه |
· برای مبالغه در صفت ، به آخر آن «ة» اضافه می کنند؛ مانند:علامة، قیّمة، بصیرة، راویة . تذکّر: وجود «ة» در آخر صفاتی که به مذکّر اختصاص دارد نیز از نوع مبالغه است؛ مانند: بُهمَة . برای تأکید در صفت نیز به کار می رود ؛ ماندد : الهُمَزة اللُّمزَة.[5] |
|
10 |
« تاء » تأکید در تأنیث |
· در برخی از صیغه های جمع مانند : اغربة: جمع غراب* غِلمَةِ : میان سال · در برخی از صیغه های غیر جمع ؛ مانند : عَجوزة ، عَروسة
|
|
11
|
« تاء » ناقلة
|
· گاهی به آخر صفت « ة » می افزایند تا آن را از معنای وصفی به اسمی انتقال دهند[6]: حقیقة. |
|
12 |
« تاء » فارقة |
· « ة » در آخربرخی از کلمه ها دلالت بر تأنیث دارد، بدون آنکه مذکّری داشته باشد : قَریة ، مَدینة ، غُرفة ، توراة. |
[1] . قدوسی ، علی ، صرف ساده ، ص127.
[2] .الهروی ، علی بن محمدالنحوی ، الازهیة فی علم الحروف ، ص255.
[3] .برای اطلاع بیشتر رک . شرح تاء مبسوطه همین کتاب (یا) تحفه احمدیه ، ص228.
[4] .بهمنیار ، احمد ، تحفه احمدیة ، ص308.
[5] .عثمان بن جنّی ، ابوالفتح ، الخصائص ، ج2،_ص201.
[6] .ذهنی تهرانی ، محمد جواد ، اساس الصرف ، ص65.
[1] .عباس حسن ، النحو الوافی ، ج4، ص591.
[2] .ذهنی تهرانی ، سید محمد جواد ، اساس الصرف ،ص64.
[3] .هریدی عبدالمنعم ، شرح الکافیة الشافیة ، ج4، ص1735.
[4] .معین ، محمد ، اسم جنس ، ج4، ص55.
|
بررسی علائم تأنیث اقسام تاء |
|
ردیف |
کاربرد « تاء » |
شرح مختصر |
|
13 |
« تاء »مصدری |
· گاهی به صورت قیاسی، در آخر برخی از مصادر «ة» اضافه می شود؛ مانند : دحرجة تذکر: در مصدر باب تفعیل از فعل ناقص و مهموزاللام وجوبی است ؛مانند: تسلیة* تهنئة ، و در غیر از ناقص ، جوازی است ؛ مانند: تکریم ( تکرمة ) · گاهی به صورت سماعی است؛ مانند:خدمة *کاذبة(اسم مصدر کذب) * مَشغَبة: گرسنگی ( مصدر میمی ) . |
|
14
|
« تاء »حرفه
|
· غالباً مصدرکلمه هایی که برحرفه و صنعت دلالت دارند، بروزن فِعالة » است : التّجارة |
|
15 |
« تاء » تغییر |
· گاهی با افزودن «ة» به آخر کلمه، معنای جدیدی ایجاد می شود . الهاجر ( جدایی کننده، سخت پریشان گویی ) ←الهاجرة ( نیمروز از ظهر تا عصر، سختی گرما ) |
|
16 |
« تاء »لازمة |
· در برخی از کلمه ها، « تاء » جزو اصلی کلمه است، گرچه ممکن است بدون « تاء » نیز معنا بدهد ؛ مانند : البَکرة ، قرقره . |
|
17 |
« تاء » حرف خطاب |
· برخی معتقدند « تاء » در ضمایر منفصل مرفوع (أنتَ ، أنتِ ، أنتما ، أنتم ، أنتنَّ) حرف خطاب است و گروهی نیز معتقدند که تمامی کلمه ضمیر است[1] . |
|
18
|
« تاء »مؤنث لفظی
|
· در آخر برخی از اسم های مذکّر و صفات اختصاصی به آنها « ة » وجود دارد. أسامة .... * بُهمَة ( دلیر ) |
|
19 الف
ب
ج |
« تاء » بدل از حرف ( واو )
از حرف ( یاء )
از حرف (سین )
|
موارد «تاء» بدل به شرح زیر است : · در وزن «فعال» : وجه ←تجِاهَ * ورث ← تُراث · در وزن «فعلیة» از(وقی) ←تقیّة · در وزن «فَعلی» از (وقی) ←تقوی( مراحل: وَقَیی←تَقیَی←تَقوَی)[2] · در وزن «فُعَلَة» از (وقی) ←تُقاة · در وزن « فوعَلَة» از (وری) ←توراة · در وزن «فُعلَة» از (وُخَمَة) ←تُخَمَة: بیماری ناشی از پُری معده · در باب افتعال از مثال واوی ، ابدال صورت می گیرد : وحد←اوتحاد←اتتحاد←اتّحاد · برخی « تاء قسم »را بدل از «واو قسم» می دانند و برخی اصلی بودن آن را اعتقاد دارند .[3] · به صورت قیاسی : در باب افتعال از مثال یایی ، ابدال صورت می گیرد : یسر←ایتَسَرَ ←اِتَّسَرَ
· در کلمه « سِتَّ » ( اصل کلمه « سُدس » است .) تذکر کلی : « تاء » حرف زائد در صرف ، ممکن است در اوّل ، وسط یا آخر کلمه واقع شود .[4] مانند : تمالک * امتلک * ملکوت
|
[1] . یعقوب ، إمیل ، موسوعة الصرف النحو و الاعراب ، ص212.
[2] .قدوسی ، علی ، صرف ساده ، ص17.
[3] .بینا ، محسن ، النحو الجامع ، ص197.
[4] .یعقوب ، إمیل ، موسوعة الصرف و النحو و الاعراب ، ص213.
گروه ادبیات عرب